|
|
دیشب بابا تو دیدم آیدا |
|
|
نگاه اول: روایت سوم برای گروه سنی ج درسهایی که بینندگان گروه سنی ج از فیلم گرفتند کم نظیر بود و خیلی تابلو و مناسب در فیلم جا داده شده بود. تقریبا شبیه سریال های خانواده. الف) همیشه سعی کنید بیست بگیرید، حتی در هنگام مشکلات خانوادگی. ب ) اگر مامان یا بابا رو ناراحت کردید فردا حتما عذرخواهی کنید. ج )اگر از کسی خوشتون امد، زود دست بکار بشید وگر نه می پره. البته یک بدآموزی هم داشت که مربوط بود به فضولی در مورد در اتاق خواب پدر و مادر، که صدرعاملی با گل درشت کردنش، ابتکار ناصر تقوایی در کاغذ بی خط را هم کوفتمان کرد. نگاه دوم: سینماگر مولف یادم می آید زمان کنکور ما کتاب دیفرانسیلی بود تالیف سید موسوی، دو جلد داشت و در حدود 1600-1500 صفحه بود. بدها موسوی کتاب دیفرانسیل دیگری تالیف کرد که 200 صفحه داشت ولی در واقع خلاصه همان تالیف اول بود. دست آخر هم یک کتاب چهل صفحه ای تالف کرد بنام دیفرانسیل در یک روز. حکایت کارگردان مولف ما هم شده همین، واقعا حیف از بدعت دختری با کفش ها کتانی و شهامت من ترانه پانزده سال دارم! واقعا اگر صدرعاملی به جای دخترهای جوان نیمه مرفه مثل جلیلی از پسر بچه های شرور و فقیر فیلم می ساخت، می توانست کسی را برای دیدن تالیف هایش به سینما بکشاند؟ نیم نگاه س-الف |
||
|
2
نوشته شده در سی ام آبان 1384ساعت 23:4 توسط سهیل
|
|
||
|
|
یکی از رسم های بد زندگی |
|
|
یکی از رسم های بد زندگی اینست که خیلی از دوره های زندگی ما با سختی شروع می شوند و با تلخی تمام. تمام شدن یک دوره 18 ساله پر فراز و نشیب برایم باور کردنی نیست، آن هم با یک دنیا خاطره. واقعا که زندگی چه رسم های بدی دارد، به همین راحتی تمام شد!! س.الف |
||
|
2
نوشته شده در هشتم آبان 1384ساعت 23:22 توسط سهیل
|
|
||