تبليغاتX
اُفت
اُفت
گاه نوشته هایی درباره سینما و زندگی
حکم، شهر گنگسترها

ایراد ما این است که دیگر قصه دوست نداریم. اینقدر در روزمرگی و واقعیت فرو رفته ایم، که اگر چیزی یا کسی در واقعیت ما مصداق نداشته باشد، به هیچ وجه آنرا نمی پسندیم. شاید به همین دلیل است که در ایران جنگ ستارگان و ارباب حلقه ها را زیاد دوست ندارند. ایراد کمیایی هم این است که می خواهد داستان های نیمه تخیلی اش را به اصرار واقعی جلوه بدهد.

 حکم خیلی بدتر از سربازان جمعه نبود ولی بیننده از سالن سربازان جمعه راضی تر بیرون می رفت. بی تردید اگر به عنوان یک داستان واقعی به دیدن حکم بروید، اندکی به شعورتان توهین می شود اما اگر قصه بودنش را قبول کنید، آن وقت یک فیلم دهه 50 دیده اید با بازی های خوب وداستان مدرن(از جهت ماشین ها ، مواد مخدر والبته موسیقی!).

در کل  هر چند کمیایی خوب می داند از خودش چه می خواهد ولی ای کاش چماق سربازان جمعه و چاقوی قیصر و اعتراض را کنار نمی گذاشت، چون ظاهرا کار با اسلحه اش زیاد دلچسب از آب در نمی آید.

                                                                                                                         س.الف

2 نوشته شده در  هفدهم آذر 1384ساعت 17:16  توسط سهیل  | 

 
Iran maxim.com