|
|
هزینه ای که نسل من می پردازد! |
|
|
حالا شد ۲۵ زمستان بهاری که من و شما داریم می بینیم و عجیب در احوالمان سردر گم ام که چطور بی صدا و محجوب سر به کار خود داریم. انگار نه انگار که همه این سال ها تاوان شور جوانانی پدران و مادرانمان را دادیم! از کودکی های در پناهگاه بگوییم یا شب یلدای کنکور، از عشق های ممنوع نوجوانی یا امروز بی فردا؟ بی شک هیج کدام! ما یک بار بیشتر تاب فریاد زدن نداشتیم که شاید زیر آب بود!
|
||
|
2
نوشته شده در هفدهم بهمن 1385ساعت 23:33 توسط سهیل
|
|
||