|
|
نسل؟ سردرگمی؟ نسلِ سردرگمی؟ |
|
|
شايد تا سه چهار ماه پيش تر، ازت می پرسيدند برنامه زندگيت چيه؟ نهايتاً تا يکی دو سال و می شد توجيه کرد بدک نبود لااقل... اما حالا چطور؟ اينقدر مسافر راهی غریت کرديم انگاری خودمون غريبه شديم، که شديم! مسافرا کجا رفتن يا ما چرا مونديم؟ اين واخوردگی، سردرگمی و گرفتگی از کجاست؟اين شکاف مردم-مردم از کی پيدا شد که ما اينقدر دير فهميديم؟ از انفعال متنفرم ولی جوابی که، به سوال اونهايی در جواب اعتراضم می پرسند: خوب ميگی چی کار کنيم؟، می دم، هنوز خودم رو هم حتی قانع نمی کنه! |
||
|
2
نوشته شده در سی ام مهر 1388ساعت 22:31 توسط سهیل
|
|
||
|
|
گلادياتورها |
|
|
آه گلادياتورها... پس کدوم گوری هستيد؟ |
||
|
2
نوشته شده در بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:13 توسط سهیل
|
|
||
|
|
حرف های نگفتنی |
|
|
دقايقی پيش ابتذال عاشقانه ای به گل نشسته دلم را آزرد. هر چند همواره بر اين باورم که ظرف هر آدمی را پاياني ست. با اين حال از خدا می خواهم، آنگونه که معلم شيدايمان(دکتر علی شريعتی) خواست: پروردگارا کمک کن تا حرف هايمان که نگفتنی ست، سر به ابتذال گفتن فرود نياورند! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- همواره برای گناهانی که در زندگی مرتکب شدم حتی آنها که نادانسته يا ناخواسته بوده اند منتظر عقوبتی بوده ام اما شهامت اقرار يا جبران ارتکاب به اشتباه و اجتناب از ارتکاب به اشتباهی بزرگتر را در خود می پرورانم. کجاست اين منزل مقصود؟؟؟ راستی؛ امشب مسافر مشهد ام. |
||
|
2
نوشته شده در بیست و ششم مهر 1388ساعت 0:38 توسط سهیل
|
|
||
|
|
امروز روز ترديد |
|
|
ترديد آفت است، وقتی نياز داری تصميمِ مهمی بگيری.تصميمی که زندگيت را متحول کند يا کمينه مسير آتيت را مشخص. اگر فرض که تصميم ات پايه ای باشد هرچند کوچک وابسته به آتيه ملتی، خوشبختی برادری يا اشک و لبخند خواهری. آنگاه ... حضوری که اگر باشی و پايمرد باشی يک سو ساحل عافيت است، از پی طوفان پر تلاطم حوادث، و ديگر سو عالمی پر غم و شايد عقوبتی پرخون. و قصوری که توهين به خود است و به معنای قرن ها شرافت و مردانگی. هرچند آسوده ساحلی ست، ليکن از کشتی نشينان خَمار و پرغرور فروتر، و در برابر ياران سربلند ديروز شرمنده تر. آه چه شيرين آفتی ست ترديد آنگاه که پس از آن دو صد راز سر به مُهر باشد؛ و امروز روزِ ترديد... |
||
|
2
نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1388ساعت 0:43 توسط سهیل
|
|
||